عشق و محبت

خدایا اینگونه زنده ام بدار که نشکند دلی اززنده بودنم وآنگونه بمیرانم که به وجدنیایدکسی ازنبودنم

 ارزش ماه شعبان و ورود به ماه پرفیض و برکت رمضان به قدری است که پیامبر اسلام برای پایان شعبان خطبه‌ای و برای آغاز رمضان نیز دعایی داشتند .

خطبه پیامبر اکرم در روز آخر شعبان
سلمان فارسى رحمة الله گفت: « خطبنا رسول الله صلى الله علیه و آله فى آخر یوم من شعبان، فقال یا ایها الناس قد اظلکم شهر عظیم مبارک، شهر فیه لیلة خیر من الف شهر، جعل الله صیامه فریضة و قیام لیله تطوعا، من تقرب فیه بنافلة من الخیر کان کمن ادى فریضة فیما سواه، و هو شهر الصبر، و الصبر ثوابه، الجنه، و شهر المواسات و شهر یزاد فى رزق المؤمن، و شهر اوله رحمة،و اوسطه مغفرة، و آخره عتق من النار، و هو للمؤمن غنم و للمنافق غرم.‏»

سلمان گفت: در روز آخر شعبان پیامبر (ص) براى ما خطبه‏ اى در فضیلت ماه رمضان قرائت و در خطاب خویش به ما فرمود: اى مردم به راستى ماه بزرگ و مبارکى بر سر شما سایه افکنده، ماهى که در او شبى است که از هزار ماه بهتر است، که خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، کسى که تقرب جوید به خداوند، به انجام نافله خیرى، مثل آن است که در غیر ماه رمضان فریضه‏اى انجام داده باشد و این ماه، ماه صبر است و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، ماهى است، که رزق مؤمن در آن زیاد مى‏گردد، ماهى است که اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، آخرش آزادى از آتش جهنم است، این ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، براى منافق خسارت و ضرر.


دعای پیامبر اسلام در آغاز ماه مبارک رمضان
صدوق علیه الرحمه در کتاب من لایحضره الفقیه آورده « و کان رسول الله صلى الله علیه و آله اذا اهل هلال شهر رمضان استقبل القبلة و رفع یدیه و قال: « اللهم اهله علینا بالامن و الایمان،و السلامة و الاسلام، و العافیة المجللة و الرزق الواسع، و دفع الاسقام، اللهم ارزقنا صیامه و قیامه و تلاوة القرآن فیه، و سلمه لنا، و تسلمه منا و سلمنا فیه.‏»

پیامبر اسلام هنگامی که هلال رمضان را رؤیت مى‏فرمود، رو به قبله مى‏نمود و دستهاى مبارکش را بلند مى‏کرد و مى‏گفت: پروردگارا این ماه را بر ما نو گردان، به امن و امان و سلامتى و اسلام، و تندرستى شایان تشکر و روزى فراخ و برطرف ساختن دردها و ناملایمات، بار پروردگارا روزى کن ما را روزه و قیام براى عبادت و تلاوت قرآن در این ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در این ماه سالم و تندرست فرما .

ماه رجب، شعبان و رمضان مبارك هركدام با توجه به اهمتی كه دارند، با فضيلت شمرده می‌شوند و ماه شعبان نيز بعد از ماه مبارك رمضان يكی از بهترين ماه‌های سال و فضيلت در طول سال است.

ماه شعبان به ماه پيامير خدا، حضرت رسول اكرم(ص) اختصاص دارد به همين جهت است كه پيامبر درشان و جايگاه اين ماه می‌فرمايند: شعبان ماه من است هر كس يك روز از اين ماه را روزه بدارد بهشت بر او واجب می‌شود، و در برخی احاديث از شعبان به سيد و سرور ماه‌ها تعبير شده است.

ماه شعبان، ماه استفاده از فضای روحانی و معنوی قبل از ورود به ايام روزه داری ماه رمضان است و برای همين استفاده حداكثری از اين ايام به همه مؤمنان سفارش شده است.

با توجه به قرار گرفتن ايام تولد امام حسين(ع)، امام سجاد(ع) و حضرت مهدی(عج) و حضرت ابوالفضل العباس و حضرت علی اكبر می‌شود گفت که اين ماه به عنوان ماه امامت نيز ناميده می‌شود و پيامبر اكرم(ص) نيز در جايگاه عظمت ماه شعبان می‌فرمايد: ماه شعبان ماهی است كه اعمال انسان‌ها بالا می‌رود در حالی كه مردم از آن غفلت می‌كنند.

گفتنی است روايت داریم كه در هر پنجشنبه ماه شعبان، آسمان‌ها را زينت می‌كنند و در واقع، اين ماه مقدمه و آمادگی برای ورود در درك ماه رمضان است.

روزه ماه شعبان به خصوص در پنجشنبه ماه ثوابی بسيار دارد، روايت شده كه در هر پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زينت می‌كنند، پس ملائكه عرض می‌كنند: خداوندا روزه داران اين روز را بيامرز و دعای آن‌ها مستجاب می‌شود.

پيامبر(ص) در این باره می‌فرمايند: شعبان ماه من است هر كس يك روز از اين ماه را روزه بدارد بهشت بر او واجب می‌شود، و در برخی احاديث از شعبان به سيد و سرور ماه‌ها تعبير شده است.

وی در ادامه سخنان خود در خصوص اعمال ماه شعبان بيان كرد: استغفار كردن، صلوات فرستادن، صدقه دادن و خواندن دعاهای مخصوص كه در مفاتيح وجود دارد در اين ماه بسيار تاكيد شده است.

دعاهای ورود به ماه مبارک رمضان
خواندن دعاهای ورود به ماه مبارک رمضان، (در کتب ادعیه، دعاهای زیادی برای ورود به ماه مبارک رمضان و زمان رویت هلال این ماه وارد شده است) که توجه به متن این دعاها و درخواست هایی که در این دعاها از خداوند تبارک و تعالی می شود، به انسان یک حالت معنوی با نشاطی، برای ورود به این ماه بزرگ را عنایت می کند.
 
حلال نمودن دیگران
قبل از ورود به این ماه که ماه بخشش و استغفار می باشد، بهتر است با بخشیدن دیگرانی که در حق ما ظلم و یا بی مهری روا داشته اند، خود را آماده پذیرایی از بخشش خداوند نماییم. اگر ما نمی توانیم از دیگران بگذریم و آنها را ببخشیم، چگونه از خداوند متعال توقع داریم که او ما را ببخشد.

به همین دلیل یکی از کارهایی که برای ورود به ماه مبارک رمضان باید انجام دهیم، بخشیدن دیگران و پاک نمودن دل از هر گونه کینه و دشمنی با دیگران است .

نوشته شده در یکشنبه 8 تیر1393ساعت 18:36 توسط ميچكا|

سلامی دوباره و درودی همیشگی به تمام دوستانم

بعد از کلی وقت که اومدم نت خیلی دلم گرفت چقدر اینجا سرده ....

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق می شود

نوشته شده در شنبه 3 خرداد1393ساعت 17:50 توسط ميچكا|

در ابتدا وظیفه خودم میدونم از استاد عزیزم خانم رویا پارسایی بخاطر همه زحمتایی که برای من کشیدن و البته پست این مطلب تشکر کنم.با امید به اینکه دعای خیرشون همیشه بدرقه راه بنده حقیر باشه.

همیشه شاگردتون یادگاری.
>
>وقتی خدا به قولش عمل می‌کند
>نویسنده وبلاگ "مسئولیت و سازندگی" در مطلبی با عنوان "وقتی خدا به قولش عمل می‌کند" نوشت:
>چند روزی به آمدن عيد مانده بود.
>بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن.
>استاد خشک و مقرراتی ما خود مزیدی شده بر دشواری "صدرا"*.
>بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخره سالی دیگه بسه!
>استاد هم دستی به سر تهی از موی خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و همین طور که آن را می گذاشت روی میز خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت.
>استاد ۵۰ساله‌مان با آن كت قهوه‌اي سوخته‌اي كه به تن داشت، گفت: حالا که تونستید من رو از درس دادن بندازید بذارید خاطره ای رو براتون تعریف کنم.
>"من حدودا ۲۱ یا ۲سالم بود، مشهد زندگی می کردیم، پدر و مادرم کشاورز بودند با دست های چروک خورده و آفتاب سوخته، دست هایی که هر وقت اون ها رو می دیدم دلم می خواست ببوسمشان، بویشان کنم، کاری که هیچ وقت اجازه آن را به خود ندادم با پدرم بکنم اما دستان مادرم را همیشه خیلی آرام مثل "ماش پلو"که شب عید به شب عید می خوردیم بو می کردم و در آخر بر لبانم می گذاشتم.
>استادمان حالا قدری هم با بغض کلماتش را جمله می کند: نمی دونم بچه ها شما هم به این پی بردید که هر پدر و مادری بوی خاص خودشان را دارند یا نه؟ ولی من بوی مادرم را همیشه زمانی که نبود و دلتنگش می شدم از چادر کهنه سفیدی که گل های قرمز ریز روی آن ها نقش بسته بود حس می کردم، چادر را جلوی دهان و بینی‌ام می گرفتم و چند دقیقه با آن نفس می کشیدم...
>اما نسبت به پدرم مثل تمام پدرها هیچ وقت اجازه ابراز احساسات پیدا نکردم جز یک بار، آن هم نه به صورت مستقیم.
>نزدیکی های عید بود، من تازه معلم شده بودم و اولین حقوقم را هم گرفته بودم، صبح بود، رفتم آب انبار تا برای شستن ظروف صبحانه آب بیارم.
>از پله ها بالا می آمدم که صدای خفیف هق، هق مردانه ای را شنیدم، از هر پله ای که بالا می آمدم صدا را بلندتر می شنیدم...استاد حالا خودش هم گریه می کند...
>پدرم بود، مادر هم آرامش می کرد، می گفت آقا! خدا بزرگ است، خدا نمیذاره ما پیش بچه ها کوچیک بشیم، فوقش به بچه ها عیدی نمی دیم، قرآن خدا که غلط نمی شه اما بابام گفت: خانم نوه هامون تو تهران بزرگ شدند و از ما انتظار دارند، نباید فکر کنند که ما ...
>حالا دیگه ماجرا روشن تر از این بود که بخواهم دلیل گریه های بابام رو از مادرم بپرسم، دست کردم توی جیبم، ۱۰۰تومان بود، کل پولی که از مدرسه گرفته بودم، گذاشتم روی گیوه های پدرم و خم شدم و گیوه های پر از خاک و خلی که هر روز در زمین زراعی، همراه بابا بود بوسیدم.
>آن سال همه خواهر و برادرام ازتهران آمدند مشهد، با بچه های قد و نیم قد که هر کدام به راحتی "عمو" و "دایی" نثارم می کردند.
>بابا به هرکدام از بچه ها و نوه ها ۱۰تومان عیدی داد، ۱۰تومان ماند که آن را هم به عنوان عیدی داد به مامان.
>اولین روز بعد از تعطیلات بود، چهاردهم، که رفتم سر کلاس.
>بعد از کلاس آقای مدیر با کروات نویی که به خودش آویزان کرده بود گفت که کارم دارد و باید بروم اتاقش، رفتم، بسته ای از کشوی میز خاکستری رنگ زوار درفته گوشه اتاقش درآورد و داد به من.
>گفتم: این چیه؟
>"باز کن می فهمی"
>باز کردم، ۹۰۰ تومان پول نقد بود! این برای چیه؟
>"از مرکز اومده؛ در این چند ماه که اینجا بودی بچه ها رشد خوبی داشتند برای همین من از مرکز خواستم تشویقت کنند."
>راستش نمی دونستم که این چه معنی می تونه داشته باشه، فقط در اون موقع ناخودآگاه به آقای مدیر گفتم این باید ۱۰۰۰تومان باشه نه ۹۰۰تومان!
>مدیر گفت از کجا می دونی؟ کسی بهت گفته؟ گفتم: نه، فقط حدس می زنم، همین.
>راستش مدیر نمی دونست بخنده یا از این پررویی من عصبانی بشه اما در هر صورت گفت از مرکز استعلام می‌گیرد و خبرش را به من می دهد.
>روز بعد تا رفتم اتاق معلمان تا آماده بشم برای کلاس، آقای مدیر خودش را به من رساند و گفت: من دیروز به محض رفتنت استعلام کردم، درست گفتی، هزار تومان بوده نه نهصد تومان، اون کسی که بسته رو آورده صد تومانش را کِش رفته بود که خودم رفتم ازش گرفتم اما برای دادنش یه شرط دارم...
>"چه شرطی؟"
>بگو ببینم از کجا می دونستی؟ نگو حدس زدم که خنده دار است.
>استاد کمی به برق چشمان بچه ها که مشتاقانه می خواستند جواب این سوال آقای مدیر را بشنوند، نگاه کرد و دسته طلایی عینکش را گرفت و آن را پشت گوشش جا داد و گفت: "به آقای مدیر گفتم هیچ شنیدی که خدا ۱۰برابر عمل نیکوکاران به آن ها پاداش می دهد؟

نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1392ساعت 13:21 توسط ميچكا|



 
1. راز عشق در تواضع است .
این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.


2. راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،
با احترام به نظریاتش گوش کن .
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .


3. راز عشق در این است که
به یکدیگر سخت نگیرید .
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .


4. راز عشق در این است که
هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
خوشحال کند ،
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،
لبخندی از روی محبت .
نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.


5. راز عشق در این است که
رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .
بذر علاقه ها و عقیده های تازه را
بکار که زیبایی بروید .
ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا
غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .
برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن
مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .


6. راز عشق در خوش مشربی است .
شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن
مراقب شوخی هایت هم باش .
شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن
نیت باشد ،نه نیشدار .



7. راز عشق در این است که
حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .
آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
کوچک و زود گذر نیست ؟


8. راز عشق در این است که
مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،
و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .
با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص
عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .
قلبت را آرام کن .
تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها
را آنگونه که هستند ، در یابی .




9. راز عشق در این است که
طرف مقابلت را تحسین کنی .
هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را
می داند ،از تحسین غافل نشو .
مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت
بگویی : دوستت دارم .
گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر
است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .


10. راز عشق در این است که
در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .


11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است
برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید ،
سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود
تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .
اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ،آن
صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد .

12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ،
زیرا چشم ها پنجره های روح هستند .
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،
مثل آن است که
پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی
و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.



13. راز عشق دراین است که
از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید ،
زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است
ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن
که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند
نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد .



14. راز عشق در این است که
حس تملک را از خود دور کنی .
در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .
شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند .
گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب
استفاده کند.
نوشته شده در شنبه 22 تیر1392ساعت 19:1 توسط ميچكا|

 

سقوط آزاد: اگر با صورت روی بالش به شکم می‌خوابد و دست‌ها را روی بالش می‌گذارد
این گروه شخصیتی، سعی می‌کنند که خود را با اعتمادبه‌نفس نشان دهند اما در واقع سرشار از استرس هستند و شخصیتی عصبی دارند. اگر با یکی از آنها روبه‌رو هستید، هرگز به انتقاد کردن فکر نکنید چراکه آنها واکنش بسیار بدی به انتقاد نشان می‌دهند. البته بودن در کنار آنها همیشه هم بد نیست چون مدیریت بحران‌شان عالی است و بهتر از هر کسی می‌توانند در مواقع حساس و زمانی که وقت تنگ است، تصمیم بگیرند.
7% آدم‌ها در زمان خواب سقوط آزاد می‌کنند


 


درختی: اگر به پهلو با پاهای صاف می‌خوابد و دست‌ها را در راستای بدن می‌کشد
در مقابل آدم‌های درختی، شما به مشکل خاصی برنخواهید خورد چراکه این افراد بسیار آرام هستند و می‌توانند این آرامش را به شما هم منتقل کنند. در دنیای آنها خبری از پرخاشگری نیست و شما از اینکه در کنار آنها در جمع حاضر شوید به هیچ وجه پشیمان نخواهید شد. درختی‌ها افرادی اجتماعی هستند و خیلی راحت می‌توانند با آدم‌های اطراف‌شان کنار بیایند و زبان آنها را بفهمند، به همین دلیل آنها می‌توانند با هر گروهی دوست شوند و با هر جمعی کنار بیایند. آنها آدم‌های آسان‌گیری هستند اما زود اعتماد کردن‌شان گاهی از آنها یک ساده‌لوح می‌سازد و البته رفیق‌بازیشان ممکن است گاهی شما را عصبانی کند.
15% آدم‌ها درختی می‌خوابند



جنینی: اگر در زمان خواب توی خود‌ش پیچ می‌خورد و بالش را نگه‌ داشته است
کسانی که مثل یک جنین می‌خوابند، آدم‌های نسبتا خشنی هستند. آنها گرچه ظاهری از آهن دارند اما در عین حال قلبی از طلا دارند. آنها برخلاف ظاهر‌شان مهربان و خون‌گرمند و گرچه سخت و خشک به نظر می‌رسند اما درونی حساس دارند. اگر با فردی که جنینی می‌خوابد ازدواج کرده‌اید نگران نباشید. او همیشه اینقدر خشن نمی‌ماند و اگر شایسته‌اش باشید، می‌توانید از آدم‌های انگشت‌شماری باشید که در مقابل‌شان سختی‌اش را کنار می‌گذارد. البته این موضوع ممکن است به زمان زیادی احتیاج داشته باشد اما وقتی چنین اتفاقی بیفتد، شما احساس می‌کنید که آرام‌ترین و خوشبخت‌ترین فرد روی زمین هستید.
41% آدم‌ها جنینی می‌خوابند


 

ستاره دریایی: اگر با آرنج‌های چسبیده به زمین و در نزدیکی سر، به پشت می‌خوابد و پاها را کمی از هم باز می‌کند
ستاره‌های دریایی، شنونده‌های فوق‌العاده‌ای هستند. آنها خیلی صمیمی و گرم هستند و می‌توانند دوست خوبی برایتان باشند. گرچه آنها قابلیت‌های بسیاری دارند اما دوست ندارند که ستاره مجلس باشند و ترجیح می‌دهند که در جمع‌ها، دیگران مورد توجه قرار بگیرند و آنها در حاشیه نظاره‌گر باشند. البته این موضوع به معنی گوشه‌گیر بودن‌شان نیست و اگر با یک ستاره دریایی روبه‌رو شوید، حتما از دوستی با او لذت خواهید برد.
5% آدم‌ها مثل ستاره دریایی می‌خوابند


 


مشتاق: اگر به پهلو با پاهای کشیده می‌خوابد و دست‌ها را رو به بیرون رها می‌کند
این آدم‌ها به سادگی گروه‌های قبل نیستند. مشتاق‌ها پر از خواسته‌ها و آرزوها هستند و زمانی که هدفی دارند، با تمام وجود اما کاملا محتاطانه به سمتش حرکت می‌کنند. البته آنها آدم‌های شکاکی هستند که خیلی راحت به آدم‌ها و موقعیت‌ها اعتماد نمی‌کنند اما زمانی که چیزی در ذهن‌شان جرقه بزند تا به آن نرسند، آرام نمی‌گیرند. مشتاق‌ها آدم‌های روشنفکری هستند که طاقت جا ماندن از آرزوهایشان را ندارند و در این مورد، سیری‌ناپذیر به حساب می‌آیند.گرچه آدم‌هایی منطقی هستند اما شکاک بودن همیشگی‌شان می‌تواند شما را آزار دهد.
13% آدم‌ها به این شکل می‌خوابند



سرباز: اگر به پشت با پاهای صاف می‌خوابد و دست‌ها را در کنار پهلو‌ها می‌گذارد
سرباز‌ها آدم‌های آرام، ساکت و محتاطی هستند. کنار آمدن با آنها ساده نیست چراکه قانون‌ها و استاندارد‌های بسیاری در ذهن‌شان دارند که هرگز حاضر نمی‌شوند از آنها صرف‌نظر کنند. این افراد آدم‌های قانون‌مندی هستند که گمان می‌کنند می‌توانند دنیا و آدم‌هایش را هم به سمت این قانون‌مندی هدایت کنند. این موضوع از آنها آدم‌های سختی می‌سازد که گاهی زندگی را هم سخت می‌گیرند.
8% آدم‌ها درحالت سربازی می‌خوابند


 **بهترین حالت**
سرباز
این حالت از درد گردن و پشت جلوگیری می‌کند و ریفلکس‌های اسیدی معده را کاهش می‌دهد.


ستاره دریایی
گرچه این شیوه خوابیدن هم به دلیل قرار داشتن پشت روی زمین، برخی مزایای شیوه قبلی را دارد.


**حالت مناسب**
جنینی
شایع‌ترین حالت خواب و کمترین احتمال خر و پف را هم به دنبال دارد.

درختی
حالت خوب و بی‌ضرری است. در این وضعیت، ستون فقرات در حالت طبیعی نگه ‌داشته می‌شود و آسیبی به آن نمی‌‌رسد.

مشتاق
حالتی مناسب برای دیسک‌های پشت، عضلات و رباط‌هاست و اگر از درد‌های مربوط با این نواحی رنج می‌برید، بد نیست به این شیوه خوابیدن عادت کنید.


**بدترین حالت**
سقوط آزاد
در این شیوه گردن دچار چرخشی غیرطبیعی می‌شود و به مفاصل و عضلات فشار می‌آید؛ با فشاری که در این حالت به اعصاب می‌آید، حس درد، بی‌حسی و سوزن‌سوزن شدن در شما تقویت می‌شود.

 

نوشته شده در شنبه 15 تیر1392ساعت 12:18 توسط ميچكا|


آخرين مطالب
» ماه خدا
» سلامی دوباره...
» وقتی خدا به قولش عمل میکنه!!!
» راز عشق
» طرز خوابیدن همسرتان او را لو میدهد!!!
»
»
»
»
» پدرم گفت..
Design By : Pars Skin